اه از دست مردم

اگه لباسای معمولی بپوشیم می گن شما اصلا سلیقه نداری

 .اگه زیاد بگیم دوستت دارم می گن باز چه نقشه ای تو سرته

؟اگه نگیم دوستت دارم می گن پای کس دیگه ای وسطه؟

 اگه زیاد بهشون زنگ بزنیم می گن اعتماد نداری ؟

اگه یه مدت زنگ نزنیم می گن مثل اینکه سرت خیلی شلوغه؟

 اگه تو خونه زیاد بخندیم می گن دیونه شدی؟

 اگه نخندیم می گن چه مرگته لندهور؟

 اگه شام بخوایم می گن همش به فکر شکمشه اگه نخوایم می گن ها عاشق  شدی

حالا هم که عاشق شدیم میگن عشق گناهه 

احبك

أقلـــــــــــــــــــــــب          أحـــــــــب دفيـــــــــن
أأمــــــــــــــــــــل                  أم حيـــــــــــــــــــــــاة
أشــــــــــــــــــــوق         أم ذكرى ماض عرفناه؟
أ أبتسامة شفافــــــــــــــة     تعود بنا لزمن فتنــــــاه
أم ذكرى يـــــــــــــــــــوم       كنــــــــــا نتمنـــــــــــاه
أم اعتراف حــــــــــــــب      ضاع بين الشفــــــــــــاه
أم رائحـــــــــــــــــة ورد     تنساب علــــــى خديكــى
حبيبتى أتذكرين يومــــــا       عشنـــــــــــــــــــــــــــاه
وطريقـــــــــــــا مشينـــــــــاه     وكأسا اقتسمنــــــــــــــاه
حبيبتى أتذكرين رجاء وعهدا مـــــن الله طلبنـــــــــــاه
وحــــــــــــب ولقــــــــــــــاء          طالما انتظرنـــــــــــــــاه
فمن أجل هذا فأنتـــــــــــــــى ابتسامتى بين الشفـــــــاه

اشتقت

اشتقت في يوم من الأيام
أن أحلم كل الأحلام


وأن أودع الأحزان
ومعها كــــــل الآلام


وأن أنسى دموع قلبي
كما نسيت مـــا قد كان


اشتقت أن أكون زهرة فى بستان
أو دما يجرى فــــى قلبك الظمأن


اشتقت فى يوم من الأيام
أن أروى قصتى للأنــــام


اشتقت اليكـــى كما يشتاق
الموج للشـــــــــــــــــطأن


وكما يشتاق قلــبى للنسيان
ستبقى دوما زهرة فى بستان

دوبیتی

به او گفتم گر بوسه دهی توبه کنم

 که دگر زین خطاها نکنم

چو لب گذاشت روی لبم توبه

 کردم که دگر توبه بیجا نکنم

یاد آوری

اگر روزي دستهاي سنگين زندگي انگشتهايت را رها‌ كرد، لحظه‌اي ترديد مكن، اين را بدان كه هميشه يك

 گوشه از بالهاي پرستو براي هجرت تو خالي است. با بنفشه‌ها كوچ كن و نزد من بازگرد. من كنار

تنهاترين لاله اين دشت بزرگ در تاريكي مطلق انتظار تو را مي‌كشم. پشت ردپاي مبهم خزان، برگهاي

پاييزي را قسمت مي‌كنند.وقتي مي‌آيي، گلبرگي از عاطفه را به رسم خوشايند ديار عشق برايم به

ارمغان بياور. اشكهايم را به پايت مي‌ريزم. بيا تا آفتاب از پشت پيوند دستهاي ما طلوع كند.اينجا

شعر فارسی

سلامت را نمي‌خواهند پاسخ گفت
هوا دلگير، درها بسته، سرها در گريبان، دستها پنهان.
نفس‌ها ابر، دلها خسته و غمگين،
درختان اسكلت‌هاي بلور آجين،
زمين دلمرده، سقف آسمان كوتاه
غبار آلوده مهر و ماه،
زمستان است .....

هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آي ...؟
دمت گرم و سرت خوش باد!
سلامم را تو پاسخ گوي، در بگشاي!

 ***

نازلي! بهارخنده زد و ارغوان شكفت
در خانه، زير پنجره گل داد ياس پير
دست از گمان بدار!
با مرگ نحس پنجه ميفكن!
بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار...
نازلي سخن نگفت،
سر افراز
دندان خشم بر جگر خسته بست رفت

نازلي ! سخن بگو!
مرغ سكوت، جوجه مرگي فجيع را
در آشيان به بيضه نشسته ست!
 
نازلي سخن نگفت
چو خورشيد
از تيرگي بر آمد و در خون نشست و رفت

نازلي سخن نگفت
نازلي ستاره بود:
يك دم درين ظلام درخشيد و جست و رفت
نازلي سخن نگفت
نازلي بنفشه بود:

گل داد                                                        
مژده داد: زمستان شكست!
و
رفت...

مهدی اخوان ثلاثه

حرفهایه مامان جونم

هميشه سعي كن آروم بخندي...تا مبادا اندوه رو از خواب بيدار كني... و سعي كن آروم گريه كني...تا شادي رو نا اميد نكني... زندگي كردن پيمودن راهيست كه در آن... بايد... صبر داشت... بايد مقاوم بود... بايد شجاعت داشت... بايد اميدوار بود... نبايد... دست كشيد... نبايد جا ماند... نبايد شكست خورد... نبايد نا اميد شد... بايد ماند......... بايد بود.........بايد زندگي كرد

سلامت را نمي‌خواهند پاسخ گفت
هوا دلگير، درها بسته، سرها در گريبان، دستها پنهان.
نفس‌ها ابر، دلها خسته و غمگين،
درختان اسكلت‌هاي بلور آجين،
زمين دلمرده، سقف آسمان كوتاه
غبار آلوده مهر و ماه،
زمستان است .....

هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آي ...؟
دمت گرم و سرت خوش باد!
سلامم را تو پاسخ گوي، در بگشاي!

 ***

نازلي! بهارخنده زد و ارغوان شكفت
در خانه، زير پنجره گل داد ياس پير
دست از گمان بدار!
با مرگ نحس پنجه ميفكن!
بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار...
نازلي سخن نگفت،
سر افراز
دندان خشم بر جگر خسته بست رفت

نازلي ! سخن بگو!
مرغ سكوت، جوجه مرگي فجيع را
در آشيان به بيضه نشسته ست!
 
نازلي سخن نگفت
چو خورشيد
از تيرگي بر آمد و در خون نشست و رفت

نازلي سخن نگفت
نازلي ستاره بود:
يك دم درين ظلام درخشيد و جست و رفت
نازلي سخن نگفت
نازلي بنفشه بود:

گل داد                                                        
مژده داد: زمستان شكست!
و
رفت...

استاد شاملو

رقیه الحسین(ع)

شهادت حضرت رقیه بانویه سه ساله دوعالم به تمامیه شیعیان تسلیت میگویم 

 

حسین(ع) هم به خرابه پی زیارت اوست 

 

                 گُلی که در خرابه غربت مزار و تُربت اوست

              سه ساله ای است که زینب(س) اسیر همّت اوست

 

             ز نسل بت شکن مکّه است این دختر

                         شکستن بت شامی به دست قدرت اوست

 

            رهی که با قدم پُر ز آبله بگشود

                               بسوی کربُبلا باشد و عنایت اوست

 

            به جای رخت عزا پیکری سیه دارد

                   که این سیاهی پیکر خود از محبت اوست

 

                            حسین(ع) هم به خرابه پی زیارت اوست

سلام بر اولیا خدا

سلام بر حق :آنگاه كه پشت در شهيد شد.

 

سلام بر حق: آنگاه كه بدنيا نيامده شهيد شد

 

سلام بر حق: آنگاه كه بر سر ني قرآن خواند

 

سلام بر حق: انگاه كه در نماز رستگار شد

 

من وتو

جلوي من قدم بر ندار، شايد نتونم دنبالت

بيام. پشت سرم راه نرو، شايد نتونم رهرو

خوبي باشم. کنارم راه بيا و دوستم باش

شعرهایه  از مامان جون خوشکلم  فداش  بشم

اشكي كه بي‌صداست
پشتي كه بي‌پناست


دستي كه بسته است
پايي كه خسته است


دل را كه عاشق است
حرفي كه صادق است


شعري كه بي‌بهاست
شرمي كه آشناست


دارايي من است
ارزاني شماست

رفتي و نديدي كه چه محشر كردم ..... از اشك تمام كوچه را تر كردم ... وقتي كه سكوت خانه دلتنگم كرد ..... وابستگي ام را به تو باور كردم

مالکیت دوست داشتن

دوست داشتن بهترين شكل مالكيت است و مالكيت بدترين شكل دوست داشتن

از خود گذشتم تا که تو از پيچ وخمها بگذري لب بستم از گلايه تو از سر غمها بگذري گوشه گرفتم تا که تو با دنيا دم ساز بشي پايان گرفتم تا که تو دوباره آغاز بشي درد من بودي

حرفهایه دل

انچنان مهر تو در دلو جانم جای گرفت که اگر سر برود از دل و جانم نرود.

بلوف کردی که بی من بی قراری

 درون جسم من روحی شراری

بدون سبزیه چشمان نازت

زمستانم نمیداند بهاری

 

این زندگی غیر از قفس نیست

تنها نفسی هست ولی هم نفسی نیست

اینقدر نپرسید کجا رفت و کی امد

اشعر پراکنه من مال کسی نیست

حرف خودمونی

کاش معشوق از عشقش طلب جان میکرد تا دگرهیچ بی سرو  پایی نمیشود یار کسی

من دیونه رو باش

من دیونه رو باشکه نههمیدمتو بیرحمی

تمام مشکلم اینه که حرفمو نمی فهمی

منو باش که نفهمیدم تو بی ذوقی.بی احساسی

دروغ بود که میگفتی تو هم محو گل یاسی

من دیونه رو باش که شکستم با شکست تو

تو چه مردابی افتادم یه عمره با دو دست تو

من دیونه رو باش که واسه تو گریه میکردم

تو رو باش که نفهمیدی تو شعرم گم شده دردم

من دیونه رو باشکه به پایه چشم تو سوختم

ولی بعد یه کم بازی تو با من بد شدی کم کم

من دیونه روباش که به عهدت قسم خوردم

باهات موندم.باهاتساختم.باهات سوختم.واست مردم

من دیونه رو باش که با اخمهایه تو خندیدم

همش یه گل تو باغچه ام بود اونو هم برات چیدم

من دیونه رو باش که با خوبیم عادتت دادم

شکستی قلبمو اما ندیدیرنگ فریادم

من دیونه رو باش که واست روزامو سوزوندم

خوشی رو تو خودم کشتم.ولی با چشم تو موندم

من دیونه رو باش که کشیدم ناز چشماتو

چقدتلخه بدون تو.چقد سخته برام باتو

من دیونه رو باش که خیال کردم تو مجنونی

تو حتی اسم مجنون نیاوردی.نمیدونی

من دیونه رو باش که قد دنیا دوست دارم

نه اما من دوست داشتم .حالا از تو بیزارم

من دیونه رو باش که واست خوندم چقدر ساده

تو حرف عاشقونم رو شنیدی حاضر آماده

من دیونه رو باش که نشستم منتظر.رسوا

زدی تو زیر قولاتو گذاشتی باز منو تنها

منو باش که نفهمیدم منو دیگه نمیخواستی

چقدر دیونه ای راستی.چقدر دیونه ام راستی

منو باش که با یه اهنگ میخواستم مهربونتر شم

زدی تیر تویه ذوقم نذاشتی حوصله بازم

من دیونه رو باش تو را عاشق حساب کردم

چقد دیونه تر چون باز.تورا اینجا خطاب کردم

من دیونه روباشکه.درسته خیلی دیونم

جهنم میرم اما کنار تو نمیمونم

اینم یه نانه ابری.به امضایه یه دیونه

فقط بیچاره اونکس که یه عمر با تو میمونه

 

 

 

سوالات حساس

 

بردی دلم من از تو میخواهم

و از گمشده خویش تورا میخواهم

سره مصرع هربیت را بردار

هرچه شد من از تو میخواهم

عزیزان که این رو خوندند  هرکس که جواب را دانست لطفا تویه نظر سنجی برایه من بنویسه خوشحال میشم

یا رقیه

<BGSOUND src="http://www.aviny.com/Voice/marsieh/emam_hossein/arzi_02.Mp3" loop=infinite>

انا مجنون الحسين(ع) 
خوش امدی بابا

چه عجب سری زدی بابا

مرا درد و مرا درمان حسین است                               مرا اول مراپایان حسین است

 

 

مرا درد و مرا درمان حسين(ع) اســت

مـرا اول مـــــــرا پايان حسين(ع) است

دل هر کـس به ايماني سرشتـــــه

مرا هم دين و هم ايمان حسين(ع) است

همه عالم به اذن حق تعالــــــــــي

چو عبدي سر به فرمان حسين(ع) است

بهشت و جنت و فردوس اعــــــلاء

همه معلــــــــــول پيمان حسين(ع) است

براي هر دلي جانان و جانـــــــــــي

مرا هم جان و هم جانان حسين(ع) است

عقول جن و انس و هم ملائــــــک

به حقِ حق که حيران حسين(ع) است

چو خواهم روضه ي رضوان به فردا

که من را روضه ي رضوان حسين(ع) است

چرا عالم ز جانش نـــــــــــاله دارد

مگر  او هم پريشان حسين(ع) است

اگر خواهي ز حال عبد مســــــکين

خوشا حالش که مهمان حسين(ع) است


تو بازار برده ها ارباب حسين(ع) منو خرید

سر سفره حسين(ع) چه چیزایی به من رسید

عکس تو اندازه قاب دل من شده است

عشق تو قاطی این آب و گل من شده است

صداهای شهداء تو گوش ما هی می خونن

قافله داره میره حسینی ها جا نمونن

زندگی بی شهداء برای ما جهنمه

هرچی از هجر اونا گریه کنیم بازم کمه

چی میشه با زینبت(س) ی شب بیای هیئت ما

به خودت قسم آقا، اینجا میشه کربُبلا

به دلم آرزوی مرقد کربلا دارم

دلخوشم یه ارباب کریم و باوفا دارم

هر کی ام یا هر چی ام آقا فقط تو رو دارم

این ی بار رو راست میگم، من بخدا دوستت دارم

کاش می دونستی آقا که من چقدر دوستت دارم

همه شب به عشق تو سر به بیابون می ذارم

دستت رو بذار رو قلبم تا که آروم بگیرم

اگه تو نیای حسين(ع) من بخدا زود می میرم

اسم تو هرجا بیاد همون جا کربلای ماست

اینم از معجزه ارباب باوفای ماست

گوشه از خرابه هایه حرم امام هادی  و امام حسن عسکری علیهم السلام

هتک حرم به ساحت مقدس امام دهم حضرت امام هادی(ع)

 

آجَرَکَ الله(جل جلاله) یا بَقیَُّهَ الله(روحی فداک)

 

السلام علیک یا امام علی النقی(ع)

 

السلام علیک یا امام علی النقی(ع)

 

السلام علیک یا امام علی النقی(ع)

 

السلام علیک یا امام علی النقی(ع)

 

السلام علیک یا امام علی النقی(ع)