گلایه من
هر چه گلايه دارم بر باد مي نويسم
با بغض ساكت خود فرياد مي نويسم
بي ياد چشمهايت دي با من است هميشه
اسفند عشق خود را مرداد مي نويسم
شهريور نگاهت ارديبهشت من شد
با سبزي نگاهت خرداد مي نويسم
با هر بهانه تو صدها بها گرفتم
نازت اگر بگيري ايراد مي نويسم
دادي اگر تو دادم داد تو را نويسم
ورنه هزار قصه بيداد مي نويسم
شيرين اگر نباشي اي ليلي زمانه
با تيشه روي سينه فرهاد مي نويسم
لطفي اگر نمايي با زاغ ابروانت
در اين خرابه دل آباد مي نويسم
صد ها اسير دارد زنجير زلفهايت
با كسب يك اجازه آزاد مي نويسم
هرگز نترس بانواينكه گلايه گويم
هر چه گلايه دارم بر باد مي نويسم
+ نوشته شده در بیست و چهارم مهر ۱۳۸۶ ساعت ۵:۵۳ ب.ظ توسط سید ایاد موسوی
|
و یبقی الحسین