باش تا موسم
باش تا موسم گل با تو به گلزار شوم فصل ديدار شود
، قاصدِ دیدار شوم من به پایانِ غم و اُوج سلامت برسم
آن زمانی که به درمانِ تو بیمار شوم
میوۀ عشقِ تو سنگین شده بر شاخۀ دل
مرگِ من باد اگر بی تو سبکبار شوم
زیرِ باران مصائب که ببارد دائم
چترِ گیسویِ تو را از تو خریدار شوم
آرزویم همه این بود و همین است هنوز که تو را یار ببینم... که تو را یار شوم
+ نوشته شده در دوازدهم آبان ۱۳۸۵ ساعت ۸:۳۳ ب.ظ توسط سید ایاد موسوی
|
و یبقی الحسین